به گزارش همشهری آنلاین، قضیه گروههای تجزیهطلب در ایران داستانی طولانی و قدیمی دارد؛ اما همواره به در بسته خوردهاند و ناکام ماندهاند؛ از بندر ترکمن گرفته تا کردستان. تمامی این شکستها ناشی از ایمان و وطندوستی مردمی است که از خود به نمایش میگذارند و نامشان در تاریخ ثبت میشود. «علی صیاد شیرازی» نیز از جمله همین افراد است؛ فرماندهی که نامش با عملیاتهای بزرگ و آزادسازیهای مهم گره خورده است.
این روزها فیلم سینمایی «صیاد» به کارگردانی «جواد افشار» از تلویزیون پخش شده و در تلوبیون نیز در دسترس است. فیلم صیاد با وقایع کردستان آغاز میشود؛ زمانی که صیاد شیرازی مرزهای ساختگی میان ارتش و سپاه را شکست و با اتحاد این دو نیرو، کردستان را آزاد کرد تا خانه نشینی وی توسط بنی صدر تا فرماندهی نیروی زمینی ارتش .
این تفاوت و شکاف، همان نقطهای بود که دشمن بسیار تلاش کرد در آتش آن بدمد، اما همیشه دودش به چشم خودش رفت. در کنار شخصیت صیاد، نقش فرمانده کل قوای وقت و رئیسجمهور (بنیصدر) نیز در این فیلم روایت میشود.
فیلم روایتگر مقطعی حساس از زندگی شهید صیاد شیرازی است. در شرایطی که جنگ ایران و عراق در اوج خود قرار دارد، شیرازی در جایگاه یکی از فرماندهان ارشد، درگیر نبردهای دشوار و تصمیمگیریهای حیاتی است. اما او تنها با دشمن خارجی مواجه نیست، بلکه در داخل کشور نیز با بحرانهای سیاسی و توطئههای دشمنان داخلی دستوپنجه نرم میکند.
در یکی از سکانسهای تأثیرگذار فیلم، صیاد شیرازی از خود میپرسد: «چرا گلولهها از کنارم میگذرند و نادیدهام میگیرند؟» این جمله نشاندهنده نگاه عمیق او به سرنوشت و جایگاهش در مسیر پرمخاطره زندگی است. فیلم با نگاهی به رویدادهای سیاسی مانند برکناری بنیصدر، عملیاتهای نظامی مهم و توطئههای منافقین، تلاش میکند تصویر جامعی از این فرمانده برجسته ارائه دهد.
بنیصدر در این فیلم، نمادی عینی از همان روایتی است که تاریخ از او به یاد دارد؛ یعنی تجسم جریان نفوذ نرم برای تضعیف توان نظامی ایران. با این حال، اجرای این نقش به قدری پررنگ است که گویی خودِ شخصیت صیاد نیز در فیلم، تحتالشعاع بازیهای او قرار میگیرد.
دقیقاً در همین نقطه است که مخاطب دچار تردید میشود که آیا با یک «پرتره از صیاد» روبهروست یا «پرترهای از بنیصدر».
البته کارگردان تلاش کرده است که فراتر از یک پرتره ساده، فضای ملتهب سیاسی آن سالها را نیز به تصویر بکشد که تا حدی در این امر موفق بوده است؛ هرچند این بخش هنوز جای کار بسیاری داشت. موضوعاتی نظیر کمبود نیرو در بدنه ارتش، نگاه منفی و بدگمانانه به این نهاد در ابتدای انقلاب و چالشهای بازسازی هویت ارتش، میتوانست با جزئیات بیشتری پرداخت شود و از نقش بنی صدر کمتر گفته شود تا ما شاهد رشد و خودکفایی ارتشی باشیم که هم ملی است و هم مذهبی.
در حالی که فیلم تلاش میکند تا وفاداری تاریخی خود را حفظ کند، گاهی در روایت دچار ایجاز بیش از حد میشود. مخاطب انتظار دارد که شخصیت صیاد شیرازی به شکل پرترهای کاملتر با جزئیات ملموستر نمایش داده شود. به نظر میرسد برخی لحظات فیلم بیشتر بر خط سیر وقایع متمرکز هستند تا ایجاد ارتباط عاطفی میان مخاطب و شخصیت اصلی. در نتیجه، فیلم گاهی فرصتهای لازم برای تعمیق احساسات درونی شخصیت را از دست میدهد.
نکته دیگر، جلوههای ویژه این اثر است که اگرچه قابل تأمل است و برنده جلوه های میدانی و بصری در چهل و سومین دوره از فیلم فجر شد. همچنین در این فیلم از هوش مصنوعی برای بازسازی صدای شخصیتها استفاده شده تا به واقعیت نزدیکتر باشد؛ این تلاش اگرچه قابل تقدیر است، اما در برخی سکانسها، ناهماهنگی میان صدا و تصویر (عدم سینک بودن) مخاطب را آزار میدهد.
در خصوص بازیها نیز باید گفت علی سرابی بازیگر نقش صیاد به خوبی توانسته است آن صلابت و انضباط خاص یک ارتشی، بهویژه تصویر مقتدری که از شهید صیاد شیرازی در اذهان باقی مانده است، به نمایش بگذارد. فیلم «صیاد» تلاشی شایسته در جهت به تصویر کشیدن یکی از مهمترین فرماندهان دفاع مقدس است. وفاداری به مستندات، نگاه منصفانه به شخصیتهای تاریخی، و استفاده از تکنولوژیهای نوین، از نقاط قوت آن محسوب میشوند. اما فیلم میتوانست با تعمیق بیشتر در ابعاد احساسی شخصیت شهید صیاد، ارتباطی عمیقتر با مخاطب برقرار کند.
نظر شما